تصویر ثابت

داستان مرد فقیر کره فروش و بقال - 2فانوس
X
تبلیغات
رایتل

2فانوس

2 فانوسے که چراغ راه زندگے هستند....

داستان مرد فقیر کره فروش و بقال

<<بسم الله الرحمن الرحیم >>


داستان مرد فقیرِ کره فروش و بقال


مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت .

آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.

مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.

روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.

هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.

او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.

مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم!!!

« یقین داشته باش که به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم »

<<اللهم عجل لولیک الفرج>>

+ نوشته شده در دوشنبه 16 تیر 1393 ساعت 02:01 توسط میم.ر | بخش نظرات: 6 فانوس روشن