تصویر ثابت

کشیدن تیر از پای امام علی (ع) و تناقض آن با دیگر روایات... - 2فانوس
X
تبلیغات
رایتل

2فانوس

2 فانوسے که چراغ راه زندگے هستند....

کشیدن تیر از پای امام علی (ع) و تناقض آن با دیگر روایات...

«بسم الله الرحمن الرحیم»

پرسش:امام علی علیه السلام که تیر را از پایشان درمی آورند و متوجه نمی شوند، چگونه می شود که و چرا ضربه ابن ملجم ملعون را متوجه می شوند؟


برای دیدن پاسخ به این شبهه به ادامه مطلب برید....


 

پاسخ:

امیر مومنان متوجّه بیرون کشیدن تیر از پای مبارکشان نشدند چون در آن هنگام متوجّه امور دنیا نبودند ؛ بلکه خود را در حضور خداوند متعال می دیدند و به غیر خدا توجّه نداشتند ؛ و درد زمانی احساس می شود که شخص توجّه به بدن دنیایی خود داشته باشد. امّا این بدان معنا نیست که آن حضرت در حال نماز ، متوجّه احکام نماز هم نبوده ؛ بلکه یقیناً به احکام نماز توجّه داشته است ؛ چرا که احکام نماز ، دستورات خداوند متعال می باشند ؛ و آنکه در محضر خداست ، آن احکام را بیشتر متوّجه می شود تا ما که در حال نماز هم در محضر او واقع نمی شویم.

از نگاه عرفانی ، ولیّ خدا به هنگام نماز در محضر خداست ؛ لذا هر آنچه برای خدا محبوب است بنده ی خدا به آن توجّه دارد و آنچه محبوب او نیست بنده ی خدا نیز به آن بی توجّه می باشد. بر همین اساس بود که آن حضرت در حال نماز صدای سائل را که کمک می خواست ، شنید و انگشتر خویش را به وی صدقه داد ؛ چرا که صدقه دادن به او محبوب خدا بود ، لذا امیرمومنان متوجّه آن عمل خیر شد و برای خدا تصدّق نمود. بلکه بالاتر از این ، ولیّ خدا در حال نماز به مقامی می رسد که چشم و گوش او خدایی می شوند و دستش دست خدا می گردد. در این حال هر آنچه خدا ببیند او نیز می بیند و هر آنچه خدا بشنود او نیز می شنود و خدا با دست او دست به کار می گردد. لذا چنین کسی عین الله و اذن الله و ید الله است. با این بیان ، در جریان صدقه دان امیر مومنان (ع) به سائل ، در حال رکوع ، خداوند متعال بود که با عین الله الناظره سائل را نظاره کرد و او بود که با یدالله صدقه داد.
رسول خدا (ص) فرمودند: « قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَیَّ عَبْدٌ بِشَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ ــــــــــ خداوند عزّ و جلّ فرمود: هر که به دوستى از من اهانت کند به تحقیق براى جنگ با من کمین کرده است ؛ و هیچ بنده ای به چیزى به من تقرب نجوید که نزد من محبوبتر از آنچه بر او واجب کرده‏ام باشد ؛ و همانا او به وسیله ی نماز نافله به من نزدیک شود تا آنجا که من او را دوست بدارم، و هنگامى که او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى که با آن می شنود و چشم او گردم همان چشمى که با آن ببیند، و زبانش شوم همان زبانى که با آن سخن گوید، و دست او گردم، همان دستى که با آن بگیرد، اگر مرا بخواند اجابتش کنم، و اگر از من خواهشى کند به او بدهم » (الکافی ، ج2 ، ص352)
بر همین اساس بود که امیر مومنان (ع) فرمودند: « أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَ أَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْوَاعِی وَ لِسَانُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ عَیْنُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا یَدُ اللَّهِ ـــــــــ منم علم خدا و منم قلب پر گنجایش خدا و منم زبان گویای خدا و چشم نظاره گر او و منم جنب الله و منم دست خدا» (بحارالأنوار ، ج24 ،ص198)
و امام صادق (ع) فرمود: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَلْقاً خَلَقَهُمْ مِنْ نُورِهِ وَ رَحْمَتِهِ لِرَحْمَتِهِ فَهُمْ عَیْنُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أُذُنُهُ السَّامِعَةُ وَ لِسَانُهُ النَّاطِقُ فِی خَلْقِهِ بِإِذْنِهِ ــــــــ برای خدا مخلوقاتی است که آنها را از نور و رحمت خویش و برای رحمت خویش آفریده است ؛ پس آنان چشم نظاره گر خدا و گوش شنوای او و زبان گویای او در میان خلق می باشند به اذن او » (بحارالأنوار ،ج26 ،ص240(

امّا در جریان ضربت خوردن امیر مومنان (ع) توسّط آن شقیّ اولین و آخرین ، باید توجّه داشت که حضرتش در حال نماز جماعت بود ؛ پس چون ضربت بر فرق مبارکش خورد ، ضربت را متوجّه نشد ؛ بلکه دو امر را متوجّه گشت.

اوّلاً دریافت که فیض شهادت نصیبش شده ؛ لذا مثل افرادی که احساس درد می کنند ، نگفت: آخ ؛ بلکه فرمود: « فزت و ربّ الکعبه ــ به پروردگار کعبه سوگند که رستگار شدم ». پس او متوجّه درد نشد ، بلکه با چشم باطن دریافت که اسباب شهادتش مهیّا شده و برای همیشه به دیدار خداوند متعال خواهد رفت. لذا سخنی فرمود که هیچ کسی به هنگام احساس درد آن را به زبان نمی آورد.

ثانیاً آن حضرت بلافاصله بعد از ضربت خوردن ، از امامت جماعت کنار کشید و امام حسن (ع) که پشت سر ایشان بود ، یک قدم پیش گذاشته و نماز جماعت را ادامه داد. چون در آن هنگام ، فرق مبارک حضرت پر از خون شد ؛ و با بدن خونی نمی توان نماز خواند و امامت جماعت نمود. پس در آن لحظه بر آن حضرت واجب شد که نماز را رها سازد ؛ و به حکم وظیفه ی شرعی چنین نمود ؛ کما اینکه در همان لحظه بر امام حسن (ع) واجب گشت که امامت نماز را بر عهده گیرد ؛ لذا نماز را از همان جا که مانده بود ، ادامه داد.

پس کنار کشیدن امام علی (ع) از نماز به سبب توجّه به درد نبود ، بلکه آن عمل ، حکم خدا و وظیفه ی شرعی حضرت بود ؛ و گفته شد که آن حضرت در حال نماز ، از احکام الهی غافل نمی شود ؛ بلکه از امور غیر الهی غفلت می کند.

ضمناً باید دانست که جریان کشیدن تیر از پای آن حضرت ، در نماز مستحبّی بود نه در نماز واجب. بر همین اساس است که امام حسن (ع) این اجازه را به طبیب داد که در حال سجده ، تیر را از پای حضرت بیرون بکشد. چون در این حال ، بیرون آمدن خون از پای حضرت ، مشکلی ایجاد نمی کرد. چرا که رها نمودن نماز مستحبّی ، حرام نیست. امّا بر امام جایز نیست که اجازه دهد کسی نماز واجب کس دیگری را ابطال نماید ؛ یعنی کاری کند که نمازش باطل شود. 


+ نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 01:12 توسط میم.ر | بخش نظرات: 1 فانوس روشن