تصویر ثابت

معاویه، امیر المومنین است؟!! (قسمت دوم) - 2فانوس
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

2فانوس

2 فانوسے که چراغ راه زندگے هستند....

معاویه، امیر المومنین است؟!! (قسمت دوم)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

معاویه از دیدگاه های مختلف در اهل تسنن:

عایشه:

عایشه پس از آنکه برادرش (محمد بن ابى بکر) به دستور معاویه کشته شد بعد از هر نماز معاویه را نفرین مى کرد (1).


پس از آنکه خبر کشته شدن محمّد بن ابى بکر به عایشه رسید در مرگش بیقرارى بسیار نمود و پیوسته در قنوت و بعد از نماز به معاویه و عمرو بن عاص نفرین مى‏نمود.(2)


اسود بن یزید مى‏گوید: به عائشه گفتم: برایت شگفت آور نیست که یکى از آزاد شدگان فتح مکه (معاویه) درباره خلافت با اصحاب پیامبر خدا صلی الله علیه واله به کشمکش برخاسته است؟

عائشه گفت: این تعجبى ندارد! آن قدرت حاکمه خدا است که به آدم نیکوکار و بدکار مى‏دهد، و در تاریخ چنین اتفاق افتاده که فرعون چهار صد سال بر مردم مصر سلطنت کرده است همچنین کفارى دیگر غیر از او!(3)


افراد بسیاری در وصف معاویه اینجوری گفتن...

فقط و فقط منصفان و حق طلبان برن به ادامه مطلب....


 


پسر یزید:

آیا صحیح است وقتی معاویة بن یزید بن معاویة (نوه معاویه) به حکومت رسید، به منبر رفت و چنین گفت:
این خلافت، ریسمان خدا است (و پیوند و رابطه با خدا) و جدم معاویه بر سر خلافت با کسى که صاحب لایق آن بود و از او به تصدیش سزاوارتر به کشمکش برخاست، یعنى با على بن ابیطالب، و شما را به کارهائى که مى‏دانید وادار کرد تا آنکه اجلش سر رسید و در گورش در بند گناهانش گشت. آنگاه پدرم متصدى حکومت گشت در حالى که شایسته آن نبود و با پسر دختر پیامبر خدا صلی الله علیه واله به کشمکش و دشمنى برخاست. بر اثر آن، جوانمرگ شد و ابتر و بی دنباله گشت، و در گورش اسیر گناهانش شد.(4)


از دیدگاه شافعی:

ابوالفداء از شافعی روایت کرده که او در پنهان به ربیع گفته بود: شهادت چهار نفر از صحابه پذیرفته نمی شود: معاویه، عمروعاص، مغیرة و زیاد. شاید همین سخن شافعی باعث شده که وقتی از ابن معین درباره شافعی سوال شد، او گفت: ثقه نیست!(5)


از دیدگاه محمد بن ابی بکر:

محمد بن ابى بکر به معاویه مى‏نویسد: بسم اللّه الرحمن الرحیم. از محمد بن ابى بکر به گمراه گشته معاویه پسر صخر! .... تو ملعونى فرزند ملعون، وانگهى تو و پدرت پیوسته بر ضد دین خدا توطئه چیده‏اید و براى خاموش کردن مشعل خدائى اسلام تلاش نموده‏اید و در این راه سپاه‏ها گرد آورده‏اید، و پولها خرج کرده‏اید و پیمان‏ها با قبائل بسته‏اید و پدرت در حال این کار مُرد و تو جانشینش شدى و ادامه دهنده کارش. و گواهم علیه تو بر این مطلب، همانان که به تو پناهنده گشته و تو را تکیه‏گاه ساخته‏اند همان باقیمانده قبائل مشرک و مهاجم و سران نفاق و اختلاف و بدخواهان پیامبر خدا که در پناه تو و با تو هستند.(6)


از دیدگاه علما اهل تسنن:

امام محمد بن ابراهیم الوزیر الیمانی ، در هنگام نقل فضائل جماعتی از روات و محدثین می‌نویسد:روایتهم لفضائل علی علیه السلام وفضائل أهل البیت فی أیام بنی امیة وهو علیه السلام ـ حاشا مع ذلک ـ یُلعنُ علی المنابر ولا یروی فضائله إلا من خاطر بروحه .(7)سخن گفتن از فضائل علی و اهل بیت (علیهم السلام) در زمان بنی امیه و سلطنت آنان امری غیر ممکن و متتضاد بود ؛ چرا که بنی امیه وی را بر فراز منبرها لعن می‌کردند و نقل فضائل با سبّ و لعن جمع نمی‌شود .


دکتر فرحان المالکی می‌گوید :فبنو أمیة اذن یستحقون الذم لأنهم لم یغسموا ألسنتهم فی البحث فقط ، وإنما تجاوزوا ذلک إلی اللعن علی المنابر وسفک الدماء ، و فرضوا هذا الظلم علی الأمة حتی جاءت الأجیال تعتقد أنهم مأجورون علی هذا !(8)پس به همین جهت بنی امیه سزاوار سرزنش و مذمت هستند ؛ زیرا آنان فقط به بد گویی علی (علیه السلام) اکتفا نکردند ؛ بلکه بر بالای منبر‌ها علی (علیه السلام) را لعن کرده و به خونریزی و کشتار اهل بیت (علیهم السلام) و یارانش دست زدند و این ستم را بر همه امت لازم و واجب دانستند تا آن جا که نسل‌های بعد آن‌ها را به خاطر این عمل مأجور دانستند .


مخلد شعیرى مى گوید: در جلسه درس عبدالرزاق بودیم که سخن از معاویه به میان آمد، عبدالرزاق فوراً موضع گرفته و گفت: مجلس ما را با یاد نام فرزندان ابى سفیان نجس و کثیف نکنید. (9) کنت عند عبد الرزاق، فذکر رجل معاویة فقال: لا تقذِّر مجلسنا بذکر ولد أبی سفیان.


زیادبن أیوب مى گوید: از یحیى بن عبدالحمید حمانى شنیدم که مى گوید: معاویه پیرو آئین اسلام نبود. (10)ـ سمعت یحیى بن عبدالحمید الحمانی یقول: کان معاویة على غیر ملة الاسلام.


ابن طاهر مى گوید: حاکم نیسابورى ـ از معاویه رویگردان و منحرف و در (بدگوئى از او) و خاندان او غلو مى کرده و هرگز عذرخواهى نمى کرد. مى گویند: ابوعبدالرحمن سلمى بر او وارد شده ـ در همان روزهایى که خانه نشین شده و طرفداران بنى امیه ـ منبر و مجلس درس او را تعطیل و از بیرون آمدن از منزل ممانعت مى کردند ـ و گفتم: چه مى شد که به مسجد مى آمدى و کمى از فضائل ـ معاویه ـ اگر چه یک حدیث نقل مى کردى و خودت را از این گرفتارى ـ و ممنوع الخروج بودن ـ راحت مى کردى؟ ـ سه مرتبه ـ گفت: «لا یجیی من قلبی» هرگز. دلم راه نمى دهد ـ و چنین مطلبى را نمى توانم بر زبان جارى کنم.(11)


امام على بن جعد (متوفى 234 هـ.) مى گوید: «و لکن معاویه ما اکره أن یعذبه الله»(12) تاریخ بغداد 11: 364 یعنى هیچ ناراحت نمى شوم، اگر خداوند معاویه را عذاب دهد.


حیف که کلمات محدودن و الا تا بخواید میتونم نام ببرم....

اینایی که نام بردم فقط مختص اهل تسنن هستن حتی از ائمه و حضرت محمد (ص) هم استفاده نکردم...


تذکر: این مطلب تنها و تنها برای روشن شدن حق است و هیچ مانفاتی با اتحاد مسلمانان ندارد و شبهات حول این ها هم پاسخ داده میشوند....

قسمت اول که در مورد کارهای معاویه هستش:

لینک مطلب معاویه امیرالمومنین است؟!! (قسمت اول)


منابع:

1-الکامل فی التاریخ، حوادث سنة 38، ذکر ملک عمرو بن العاص، 3 / 357

2-تاریخ طبری ج6ص60، کامل ابن اثیر ج3ص155، تاریخ ابن کثیر ج7ص314، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2ص33.

3-البدایة و النهایة ابن کثیر ج8ص131 به نقل از ابوداود طیالسی و ابن عساکر.

4-صواعق المحرقة ابن حجر ص134

5-شیخ المضیرة از استاد ابوریه ص183 ط موسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت

6-مروج الذهب ج2ص59، کتاب صفّین ص132، شرح ابن أبی الحدید ج1ص283، جمهرة الرسائل ج1ص542 و همچنین نامه ای دیگر در تاریخ طبری ج6ص58 و شرح ابن ابی الحدید ج2ص32.

7-العواصم والقواسم فی الذب عن سنة أبی القاسم ، ابن الوزیر ، ج2 ،‌ ص400 ، ط الثالثة ، مؤسسه الرسالة ، بیروت ، 1415 هـ .

8-مع سلیمان العلوان فی معاویة ، ص35 .

9-میزان الاعتدال 2: 61

10-میزان الاعتدال 4: 392

11-سیر اعلام النبلاء 17: 175 ـ تذکرة الحفاظ 3: 1 54. المنتظم 7: 75.

12-سیر اعلام النبلاء 1 : 464 ـ تاریخ بغداد 11: 364


+ نوشته شده در پنج‌شنبه 3 مرداد 1392 ساعت 20:21 توسط میم.ر | بخش نظرات: 1 فانوس روشن