تصویر ثابت

شهید عبدالحسین برونسی.... - 2فانوس

2فانوس

2 فانوسے که چراغ راه زندگے هستند....

شهید عبدالحسین برونسی....

«بسم رب شهداء»
میگفت: «میخواهم با خون گلویم بنویسم یا زهرا (س)»
آقای تونی می گوید:
شهید برونسی روز قبل از عملیات بدر روحیه عجیبی داشت.
مدام اشک می ریخت، علت را که پرسیدم آقای برونسی گفت:
دارم از بچه ها خداحافظی می کنم چرا که خوابی دیده ام. سپس افزود: به صورت امانت برای شما نقل می کنم و آن اینکه:در خواب بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیه) را دیدم که فرمود: فلانی! فردا مهمان ما هستی، محل شهادت را هم نشان داد. همین چهار راهی که در منطقه عملیاتی بدر (پد)فرود هلی کوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره می رود و من در همین چهار راه باید نماز بخوانم تا وقتی که به سوی خداپرواز کنم و بالاخره نیز این خواب در همان جا و همان وقتیکه گفته بود، به زیبایی تعبیر شد. و خود سردار شهید، شهادتین را خواند و بدینگونه عاشقی فرهیخته ،تا خدا پر کشید.

اما اینکه صورتش رو میبینی پر چروک هستش ولی من مطمئنم دلش صاف تر از برگ گل بود.....
میدونی چی شد؟!! مردونه تیر به گلوش خورد و نوشت: یا زهرا......
غیرت غریبه نشه...
التماس 2آ...

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 3 مرداد 1392 ساعت 02:32 توسط میم.ر | بخش نظرات: 1 فانوس روشن